بهمن ۱۸

زمین لخت اینجا
لرزهای خفیف به من تزریق می کند.
من سردم است
و دستهایم از کادر بیرون افتاده ،
هیچ کس
پیراهن بالا رفته ی مرا
پایین نمی آورد

بهمن ۱۴

میگم: خسته ام..دلم معجزه می خواد..
میگه:باید بهش ایمان داشته باشی!
میگم:من خودم اعجازم.!…
پ.ن:جادوی لبهام رو فراموش کردی..

مرداد ۵

به همین راحتی این مطلب حذف شد.

به همین راحتی
به سادگی یک دکمه
یک حذف
و یک فراموشی ساده
من بودن سخت است برای من
همیشه پاک می شود
اما هر از گاهی میتابم از لا به لای این نوشته های رنگ رنگ
این روز ها فقط نوشته هایی که پاک میشوند
فقط آنها که پاک میشوند
حرف دل مرا میزنند

تیر ۲۹

مهم نیست
مهم نیست
مهم نیست

تنها جواب من به تو
بگو حالا میخوای چیکار کنی …؟

این بهترین سوزنی
که پیدا کردم
برای ترکوندن بادکنک دنیای مردونه تو

خرداد ۳

به من بگو چطور قدرت نهفته خود را به توان صد برسانم تا بی آنکه خم شوم بایستم؟

خرداد ۲

از خواب ۲۱ روزه ای بیدار شدم و مثل اصحاَب کهف می بینم که حکومت عوض شده پادشاه عوض شده قوانین عوض شده و من با سکه ای که برایم باقی مانده حتی نمیتوانم نگاه تو را بخرم….

فروردین ۱۳

آهای با شما هستم . شما که برکت زندگی ِ منی…
برایم دعا کن . دعا کن . خیلی…

اسفند ۲۵

مجابت می کنم

بی دروغ

اسفند ۸

اینقدر زل نزن

این چیزی که تو دنبالش میگردی، در آینه پیدا نمی کنی

باید به پشت سرت نگاه کنی

یا…

هیچ

بهمن ۲۷

اشکهایی را که زیر دوش فرو می چکد ، نمی توان دید

اما،

شاید از لحن نگاهم می فهمی…

……………

دیگه، می خواهم از لذت بی آزار انتظار های اولیه بگم.

گفتم.

« قبلی